در مقاله قبلی در مورد تجربه های خودم صحبت کردم. تجربه هام در ارسال رزومه به شرکت های مختلف و این که چطور روال متفاوتی برای هر ارسال رزومه شخصی برای شرکت های متفاوت انتخاب کردم. این کار باعث شد من ۵۰ تا ۶۰ رزومه متفاوت داشته باشم که شامل رزومه های فارسی و انگلیسی، تک صفحه ای، چند صفحه ای، رزومه همراه با نمونه کار و… باشن. حتی یک فایل ویدویی تهیه کردم و برای یکی از شرکت هایی که زیر مجموعه­ی یک شرکت خارجی بود. این کلیپ یک دقیقه ای رو برای برخی رزومه هام استفاده کردم. به این صورت رزومه های هدفمند برای پوزیشن های شغلی متفاوتی تهیه کردم. این کار من باعث شد که شرکت هایی که علاقه مند به همکاری با آن ها بودم را هدف بگیرم و نظر آن ها را بهتر جلب کنم و تعداد بیشتری از آن ها با من برای مصاحبه و جلسه حضوری تماس بگیرند.

بعد از ارسال رزومه و قبل از جلسه مصاحبه چه کارهایی انجام دادم؟

در نهایت در سال ۹۷ من حدود ۵۰ جلسه حضوری مصاحبه شغلی شرکت کردم و با مدیران مختلف از جمله مدیرعامل ها، مدیران منابع انسانی، منشی ها، مدیران فنی، CFO ها، CTO ها و افراد مختلف در کسب و کار با توجه به فرایندی که آن مجموعه داشت صبحت می کردیم.

درس اول هدف کاملا روشنی قبل از حضور در جلسه داشته باشم

من قبل از حضور در این جلسات هدف خودم را تعیین می کردم، برای مثال:
  • آیا من می خواهم با آن ها همکار کنم؟
  • یا نمیخواهم با آنها همکاری کنم!؟
اگر هدف من این بود که با آن ها کار کنم:
  • چقدر علاقه مند هستم با آن ها کار کنم؟
  • تحت چه شرایطی حاضرم با آنها کار کنم؟
  • شرایط خاصی مد نظرم نیست و این شرکت آنقدر برند و بزرگ است مثل دیجی کالا، اسنپ، علی بابا و … که من شرایط خاصی مد نظرم نباشد و صرفا بخواهم با آن ها کار کنم.
و اگر هدفم این است که با آن ها کار نکنم، پس چرا با این شرکت قرار مصاحبه گذاشته ام؟ آیا میخوام فقط اطلاعات جمع کنم؟ که خیلی وقت ها صرفا برای همین منظور میرفتم، به عنوان تحلیل گر کسب و کار حاضر می شدم و در مورد فرایند استخدام، آشنایی با مدیر آن مجموعه و اصلا مدیر آن ها را بشناسم و برای بعدها بهانه و تجربه خوبی است.

درس دوم اینکه تعیین کنم آیا اصلا در جلسه مصاحبه شرکت کنم یا نه؟

اگر جلسه را نمی رفتم در همان تماس تلفنی دعوت، من این را حس می کردم که جلسه را نروم، مخصوصا کسانی که قبل از حضور در آن جا تست هایی میفرستادن به عنوان پروژه کاری که این پروژه را می خواستم برای کسی انجام دهم حدودا ۲ میلیون تومان فقط هزینه پروژه بود، و شرکت تصمیم داشت به طور رایگان براش پروژه را انجام دهم. و من ترجیح می دادم نرم. زیر ۵ درصد از شرکت ها، برخی تست های روانشانسی از من گرفتند و از من خواستند که در تست شرکت کنم. مخصوصا شرکت هایی که به طور تلفنی یه مصاحبه کوتاهی باهام داشتند، من بیشتر تمایل و علاقه به حضور در شرکت برای مصاحبه داشتم و بیشتر برایشان احترام قائل بودم. زیرا این شرکت ها برای نیروهای خود احترام قائل بوده و نسبت به سایر شرکت ها، احترام بیشتری برای کارمندان احتمالی شان قائل بودند.

درس سوم قبل از اینکه طرف مقابل به شما اعتماد نکرده است درخواست بزرگی نداشته باشید

در یکی از جلسات اولیه که با شرکت آچاره داشتم، سمت ملاصدار تهران، با مدیر منابع انسانی آن ها به عنوان توسعه دهنده کسب و کار صحبت کردم. در نیم ساعت اول به تفاهم همکاری رسیدیم. از من سوال کردند از من خواسته ای نداری؟ غیر از مسائل مطرح شده؟ و اشتباه استراتژیکی من این بود که ۲ تا درخواست از آن ها داشتم، یکی کاهش تایم کاری و یکی دیگر تغییر ساعت های کاری بود که به نظرم خیلی زود بود و مدیر منابع انسانی در همان لحظه با مدیرعامل و مدیر اجرایی شرکت صحبت کرده و شرایط من را شرح دادن، و مدیر اجرایی بدون این که من را ببیند شرایط من را رد کرد. و درسی که من در این زمینه گرفتم این بود که قبل از این که اعتمادی در آن شرکت ایجاد کنید، نباید خواسته ای از آن ها داشته باشید. مگر آن که آن ها دنبال شما هستند و از شما بخواهند با آن ها همکاری کنید. اما اگر شما تمایل به همکاری با آن ها دارید و رزومه ضعیفی دارید باید صبور باشید و بگذارید زمان بگذرد و از خواسته هایی که دور از ماهیت آن سازمان است دوری کنید.

درس چهارم حتما اگر قصد همکاری دارید در مورد همکارتان تحقیق و مطالعه کنید

زمانی که در شرکتی مانند ماهان تیموری با مدیر محصول آن شرکت صحبت کردم، که قرار بود من در پوزیشن مدیر محصول قرار بگیرم، در جلسه دوم یا سوم استخدامی بود، از من سوال کردند چقدر ماهان تیموری را می شناسی؟ و من پاسخ دادم که هیچ آشنایی خاصی با این مجموعه ندارم، این مجددا اشتباه بزرگ من بود. در صورتی که اطلاعات زیادی داشتم و می توانستم حدود ۵ دقیقه بدون وقفه در مورد ماهان تیموری و مجموعه آن ها صحبت کنم. بعدا فهمیدم این موضوع تاثیر به سزایی برای انتخاب من داشت، زیرا هرجایی که شما میرید، تمایل دارند که از قبل در مورد مجموعه آن ها مطالعه کرده و در مورد آن ها شناخت داشته باشید. همچین برای آن ها مهم است که آن مجموعه که شما به عنوان یک کاندیدای استخدامی می روید، به عنوان یکی از دغدغه های شما باشد و مهم و ارزشمند باشد و نه برای وقت گذرانی در این جلسات حضور یافته اید. در جلسات و مصاحبه های بعدی، اگر واقعا تمایل به همکاری با آن ها داشتم، این موضوع را مد نظر داشته و سعی کردم با اطلاعات کافی برای مصاحبه حضور یافتم. نکته مهم: هرچند که هدف من حتما حضور در مجموعه ماهان تیموری نبود، زیرا با تحقیقاتی که در مورد مدیر مجموعه داشتم به این نتیجه رسیدم که اهدافی که داشت با روحیات و اخلاقیات من سازگاری نداشت. و اگر از من می خواستند که در مجموعه آن ها حضور یابم، من قطعا من زیر ۳ ماه از مجموعه آن ها جدا می شدم!

درس یا اشتباه پنجم من به طرف مقابل توجه کافی نداشتم.

برای مثال زمانی که از من سوال می کردند که درباره خودت و مهارت هایت برایم توضیح بده من در مورد سوابق کاری و تحصیلی و دستاوردهایم برایشان ۵ دقیقه بی وقفه صحبت میکردم بدون اینکه به سوال اصلی جواب داده باشم. بعدها که متوجه طولانی شدن زمان جلساتم شدم از چندین جلسه وویس و نکته برداری کردم و در خلال شنیدن وویس ها و مرور نکات به این اشتباه استراتژیک در جلسه مصاحبه ام پی بردم و سعی کردم همیشه اول شنونده فعالی باشم تا بتوانم پاسخ گوی طرف مقابلم باشم.

درس ششم دوری از ایجاد صمیمیت بیش از حد با طرف مقابل

اشتباه بعدی این بود که بیش از حد با فردی که با من مصاحبه می کرد ارتباط برقرار کرده و دوست می شدم به جای این که در مورد مهارت ها و توانمندی هام صحبت کنم، بیشتر رابطه دوستانه برقرار کرده و هدفم جلب اعتماد بود. در آینده زمانی که با یکی از دوستانم برای جلسه مصاحبه یا مذاکره حاضر شدم و از جسله خودم فایل صوتی ضبط کردم، به این نکته ظریف پی بردم. بعد از آن سعی کردم در جلساتم نظم خاصی را رعایت کرده و سوالات رایجی که برای مخاطب اتفاق می افتد را نوشتم، و روی آن ها کار کردم و پاسخ های جذابی برای آن ها نوشتم، چند پاسخ جذاب برای هر سوال فردی که با من مصاحبه می کند نوشتم تا بتوانم پاسخ متناسب با آن فرد را بدهم. این موضوع باعث شد موفقیت من در جلسات بالا رود.

درس هفتم توجه به پوشش بدن، زبان بدن، لحن و گفتار و هر آنچه بر دیده شدن بهتر و مخاطب شما اثر گذار است.

یکی از اشتباهاتی که افراد معمولا در جلسات مصاحبه استخدامی دارند، این است که پوشش آن ها، لحن آن ها، زبان بدن ها و حالت چهره را رعایت نمی کنند. اوایل، در جلسات اول، من این اشتباه رایج را انجام می دادم و حتی با لباس و ظاهر معمولی در جلسه مصاحبه حاضر می شدم. یک بار یکی از دوستان از من سوال کرد و من گفتم برای مصاحبه می روم و توصیه کرد بهتره با ظاهر بهتری برای مصاحبه حاضر شوم. جلسه اول همیشه طرز لباس پوشیدن مهم است. زیرا سطح شعور و فرهنگ فرد را نشان می دهد. این صحبت دوست من باعث شد من تغییر بزرگی در خود ایجاد کرده و در جلسات بعدی با ظاهری آراسته و پوشیدن یک دست کت و شلوارو کفش واکس زده در جلسه های مصاحبه حاضر شوم. به این صورت هم اعتماد به نفسم بالا رفته و هم زمانی که با این ظاهر حضور یافتم تغییر را از نظر نحوه برخورد، نحوه صحبت آن ها و … کاملا حس کردم. توصیه می کنم، اگر دختر هستید، با توجه به فضای شرکت با دید باز و ظاهری آراسته در مصاحبه حضور پیدا کنید، اگر پسر هستید و فضا یک فضای نسبتا رسمی هست، با کت و شلوار برای مصاحبه حاضر شوید. اگر فضا یک فضای استارتاپی است شاید نحوه پوشش خیلی مهم نباشد ولی اینکه طرز بیان و گفتار شما چگونه باشد بیش از ظاهر برایشان مهم است.

خلاصه

این مهم ترین چالش ها و مشکلات من در زمان مصاحبه استخدامی بود. در مقالات بعدی توصیه و روش هایی برای هک جلسه استخدامی انجام می دادم و نتیجه می گرفتم را توضیح داده که امیدوارم به شما در قبولی در جلسه مصاحبه استخدامی کمک کند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست